انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٦
٢: لفظ «غوى» در لغت عرب به معناى خسارت وزيانكارى، حرمان ونوميدى، ضلالت وگمراهى، به كار مى رود وشما هر كدام از اين معانى را انتخاب كنيد، مستلزم گناه نيست. فرض كنيد «غوى» از «غيّ» به معنى ضلالت، مقابل «رشد» گرفته شده است، چنانكه مى فرمايد:(...قَدْ تَبَيّنَ الرُّشْدُ مِنَ الغَيِّ...)[١] ولى كار بر خلاف رشد، اعم از گناه است. فردى كه سخن ناصح خود را در قلمرو تحصيل يا كار وكسب، يا ازدواج وتشكيل خانواده، گوش نكند، مسلّماً به خاطر نرسيدن به نتيجه ى مطلوب، گمراه خواهد بود نه گناهكار.
هر كس داستان آدم را بادقّت مطالعه كند ـ كه خدا او را به عنوان «خليفه» در روى زمين آفريد واسما را به او آموخت واو را معلّم فرشتگان قرار دادو به همگان گفت تا بر او سجده كنند وشيطان را به خاطر سرپيچى از تكريم او طرد كرد، آنگاه در يك محيط سرشار از نعمت سكنى داد وتذكراتى در باره ى عداوت شيطان به او داد، سپس متوجّه شود كه او فريب شيطان را خورد واز ميوه ى آن درخت تناول كرد ـ مى گويد او به خاطر از دست دادن اين همه مواهب، خاسر وزيانكار گرديد وسرمايه ى خود را تباه ساخت ودر مسير رشد گام بر نداشت.
٣. توبه ى آدم نيز، يكى ديگر از دستاويزهاى مخالفان عصمت است. در حالى كه توبه، اعم از صدور گناه است. چه بسا انسان، كارى را انجام مى دهد كه مناسب با مقام او نيست; سپس پشيمان مى شود واز آن توبه مى كند. مقام وموقعيت آدم ايجاب مى كرد كه ـ با آن همه مقدمات ـ عهد
[١] بقره/٢٥٦.