انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٧
وتوبيخ مى كند، بيش از آن است كه در اين جا منعكس گردد فقط دو آيه ديگر را متذكر مى شويم آنگاه به بيان نكته ى اين گونه خبرها مى پردازيم.
(وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ).[١]
«بر تو وبر كسانى كه پيش از تو بودند وحى كرديم كه اگر شرك بورزى عملهاى نيك تو حبط وبى اثر مى گردد و از زيانكاران مى باشى».
(وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الأَقاوِيلَ * لأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيََمينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ * فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَد عَنْهُ حاجِزينَ) .[٢]
«اگر او سخن دروغى را به ما نسبت دهد وى را با قدرت مى گيريم، ورگ حيات او را قطع مى كنيم ، وكسى از شما مانع از اين كار نمى شود».
همه ى اين اخبار وگزارشها كه به صورت «اگر» وارد شده دليل بر تحقّق طرفين نمى گردد تا با مسئله ى عصمت منافات داشته باشد.تنها سؤالى كه در اينجا باقى است اين است كه هدف از طرح اين گونه احكام شرطى كه هيچ گاه عملى نمى گردد چه بوده است در اين جا مى توان از ميان نكات متنوع به دو نكته اشاره كرد:
١. اين قضايا ناظر به طبيعت انسانى پيامبران است كه صدور گناه وخلاف را از آنان كاملاً ممكن مى سازد. پيامبران طبيعت مافوق انسانى وبشرى ندارند كه بر عصيان وگناه قادر وتوانا نباشند بلكه از آن نظر كه انسانند، بسان افراد ديگر در معرض لغزشها وتوبيخها مى باشند واگر مشمول عنايت الهى
[١] زمر/٦٥.
[٢] حاقه/٤٤ ـ ٤٧.