انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١
همان كسى است كه تدبير و اراده و تصرف در چيزى از آن او باشد و دقت در آيات قرآن نيز همين معنا را مى رساند; مثلاً يوسف، عزيز مصر را كه در خانه او سكونت داشت، «ربّ» خوانده و مى گويد:
(...إِنَّهُ ُ رَبّى أَحْسَنَ مَثْواىَ...).[١]
«او صاحب و اختياردار من است كه از من نگهدارى مى كند».
همچنين يوسف فرمانرواى مصر را «ربّ» خوانده و به يكى از دو نفرى كه خواب او را تعبير كرد، چنين گفت:
(...أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِى رَبَّهُُ خَمْراً...).[٢]
«يكى از شما ساقى فرمانروا مى شود»،.
فرمانروا صاحب اختيار و تدبير كننده كشور بود.
قرآن يهود و نصارى را نكوهش مى كند كه آنها علماى دينى خود را «ارباب» خود برگزيده اند، چنان كه مى فرمايد:
(اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ...) .[٣]
«دانشمندان و راهبان خود را جز خدا ارباب برگزيده اند».
و نكته آن اين است كه زمام تشريع و حلال و حرام را به دست اين دو گروه داده بودند كه حلال خدا را حرام و حرام آن را حلال مى كردند.
اگر خدا خود را «ربّ البيت» مى خواند چون اختيار اين خانه از هر جهت مربوط به او است، و كسى در آن حقّ تصرف ندارد. همچنين خدا خود را
[١] يوسف/٢٣.
[٢] يوسف/٤١.
[٣] توبه/٣١.