انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠١
(وَلَوْلا فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاّ أَنْفُسَهُمْ وَما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْء وَ أَنْزَلَ اللّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ عَظيماً).[١]
«اگر كرم ورحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهى از آنان تصميم مى گرفتند كه تو را گمراه كنند، وآنان جز خويش كسى را گمراه نمى سازند(ودر پرتو همين رحمت) هرگز ضررى به تو نمى رسانند، خدا آنچه را كه تو نمى دانى به تو آموخت وكرم خدا در حقّ تو بزرگ است».
مفسّران در شأن نزول آيه، جريانهاى مختلفى ياد كرده اند كه نقل آنها مايه ى گستردگى سخن است; در اين جا ما يكى را به عنوان نمونه ذكر مى كنيم:
زره فردى از صحابه پيامبر به سرقت رفت صاحب آن به يك نفر از طايفه ى «بنى ابيرق» ظنين شد، سارق وقتى متوجه خطر شد، زره را به خانه ى يك نفر يهودى انداخت و از قبيله ى خود خواست كه نزد پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) بر پاكى او گواهى دهند و وجود زره را در خانه ى يهودى گواه بر برائت او گيرند. در اين شرايط«سارق» تبرئه شد ويهودى متهّم گرديد، خدا پيامبر خود را از جريان آگاه ساخت وآيه ى ياد شده به ضميمه ى آيه اى كه يادآور مى شويم، فرود آمد.اين شأن نزول خواه صحيح باشد يا نباشد، بالأخره از مجموع شأن نزول هايى كه در اين مورد نقل شده است، استفاده مى شود كه پيامبر در آستانه ى داورىِ بر خلاف واقع (از روى خطا) قرار گرفته بود، وگروهى با صحنه سازى
[١] نساء/١١٣.