انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٢
در حالى كه در آيه ى ٥٢ حج، اين دو لفظ با كلمه ى «واو جمع»، بر يكديگر عطف شده اند، و ظاهر آن تقسيم است، يعنى آنان دو طايفه اند، گروهى رسولان، و گروه ديگر انبيا.
به همين جهت، مفسران در صدد جستجوى فرق ميان رسول و نبى برآمده و اقوال مختلفى را بيان كرده اند. و در تمام اين اقوال يك مطلب مورد اتفاق ديده مى شود و آن اين كه: «رسول» اخص از «نبى» است.
بايد توجه داشت اين آيات و آيات ديگرى كه در آنها لفظ نبى و رسول آمده است بر اين حقيقت دلالت دارند كه ملاك اتّصاف به نبوت و اطلاق لفظ نبى همان ارتباط پيامبران با مقام ربوبى است و ملاك به كار بردن لفظ رسول و توصيف آنان به اين وصف، همان عهده دار بودن آنان نسبت به ابلاغ دستورات الهى مى باشد.
و اگر در مواردى كه ضابطه ايجاب كرد لفظ نبى به كار رود ولى اين ضابطه رعايت نگردد، به خاطر نكته اى است كه اين عدول را ايجاب كرده است. و گرنه اين دو واژه داراى دو مفهوم مى باشند، و يكى (نبوت) مقدم بر ديگرى (رسالت) است.
و از اين جا روشن مى شود كه هرگز نمى توان اين دولفظ را از نظر مفهوم مترادف خواند بلكه دو مفهوم مختلف دارند.
امّا از نظر مصداق و مقام انطباق، غالباً ميان آن دو تساوى است، يعنى هر نبى و پيامبر (كه به او از عالم بالا وحى مى شد) رسول بوده، يعنى وظيفه اى را بر عهده داشته است كه پيامى را برساند، و يا عملى را انجام دهد همچنان كه هر رسولى (رسالت انسان از جانب خدا)، نبى و طرف وحى مى باشد، ولى