انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٦
تركيب اين سه به وجود آمده است، معلول و مخلوق آن خدايى باشند كه به همه آنها وجود بخشيده است و طبعاً بايد آن خدا بسيط و هيچ جز و تركيبى نداشته باشد زيرا در غير اين صورت به سرنوشت خداى مركب دچار مى شوند.
ج. آنان مى گويند: در طبيعت خدا سه شخص وجود دارد و هر يك از اين سه شخص مالك تمام الوهيت مى باشند.
معنى سه شخص اين است كه هر فردى به طور مستقل و جدا از هم وجود دارد در حالى كه آقايان مى گويند طبيعت تثليث تجزيه بردار نيست.
به عبارت ديگر ميان اين دو كلام تناقض روشنتر وجود دارد زيرا اگر در واقع سه شخصيت داريم پس تثليث تجزيه برداشته است و اگر قابل تجزيه نيست در اين صورت چگونه سه شخص وجود دارد بلكه مركبى از سه چيز خواهد بود.
هرگاه شخصيت پسر، خداست، پس چرا پسر، شخصيت پدر را عبادت مى كند و خداى مساوى كه نبايد يكى به ديگرى دست نياز دراز كرده و همديگر را بپرستند.
هـ.مسيحيان هر يك از سه خدا را مالك تمام الوهيت مى دانند و مى گويند كه الوهيت در عيسى كه از مريم متولد شده، متجسد و مجسم گرديد و براى پاك كردن بشر از گناه موروثى، مصلوب و به دار آويخته گرديد پس از چند روزى زنده شد.
در اين صورت سؤال مى شود چگونه خداى نا محدود، به صورت جسم كه از هر نظر محدود است در آمد و خداى نامحدود و محيط همه ى عوامل، در فلسطين محاط، به دست يهوديان مصلوب و مقتول گرديد.