انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٧
٥. شهيد در ذكرى مى گويد: خبر ذى اليدين در ميان اماميه متروك است، زيرا دليل عقلى بر عصمت پيامبر از سهو اقامه گرديده است.[١]
ب. شيخ صدوق (م٣٨١) و استادش محمد بن حسن وليد(م٣٤٣) نخستين كسانى هستند كه از جواز سهو بر پيامبر طرفدارى كرده و منكر آن را به غلوّ نسبت داده اند. ولى بايد توجه داشت كه وى به جواز سهو بر پيامبر به طور مطلق قايل نيست، بلكه مى گويد: پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) داراى برخى حالات اختصاصى و برخى حالات مشترك با مكلفان ديگر است. در آنچه به او اختصاص دارد كه همان تبليغ احكام الهى است، سهو جايز نيست، ولى در امور مشترك، مانند عبادات سهو بر او جايز است.
ولى سهو پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) با سهو انسان هاى ديگر در اين موارد يكسان نيست، زيرا سهو انسان هاى ديگر از نفوذ و سيطره ى شيطان بر انسان ناشى مى گردد ولى سهو پيامبر و ديگر معصومان از اراده و مشيت الهى، آنچه در مورد معصومان است «انساء اللّه» است نه «انساء الشيطان».[٢]
ج. سيد مرتضى (م ٤٣٦) در اين باره تفصيل ديگرى داده و گفته است در تبليغ احكام و مسايل شرعى و نيز امورى كه نسيان و سهو در آنها مايه ى نفرت عمومى مى گردد سهو و نسيان بر پيامبر الهى جايز نيست ولى در موارد ديگر وقوع نسيان مانعى ندارد.[٣]
د. امين الاسلام طبرسى مؤلف مجمع البيان نيز قايل به تفصيل شده
[١] الذكرى، ص ٢١٥.
[٢] من لا يحضره الفقيه، ج١، ص ٢٣٢.
[٣] تنزيه الأنبياء، ص ٨٧.