انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٥
بيشترى پيدا كرد. البتّه هر نوع تحريفى با مراجعه به پيامبر گرامى، خنثى مى شد ولى پس از درگذشت پيامبر، نبودن يك مرجع معصوم(يا به تعبير صحيح تر: عدم مراجعه به فرد معصوم) كه بتوان از طريق مراجعه به او صحيح را از غير صحيح تميز داد، مشكل بزرگى را در جامعه به وجود آورد، و احاديث زيادى در زمينه هاى مختلف وارد احاديث پيامبر گرديد كه چهره تاريخ حديث را در صدر اسلام دگرگون ساخت.
گذشته از اين، مسأله ى تحريف، اختصاص به موضوع حديث ندارد، پيدايش فرقه هاى گوناگون پس از رحلت پيامبر، كه تاريخ ملل و نحل، شاهد گوياى آن است، گواه روشنى بر وجود تحريف در اصول و فروع است، و هنوز چيزى از رحلت پيامبر نگذشته بود كه فرقه سازى وگروه بازى در فروع و اصول پى ريزى گرديد و مسلمانان به هفتاد و دو ملت يا بيشتر منشعب شدند كه تنها يكى از آن بر حق بوده و بقيه بر باطلند.
اين اشكالات و مشكلات با وجود ارزشمند پيامبر گرامى، برطرف مى شد ولى پس از درگذشت وى اين مشكلات باقى مى ماند، مگر اينكه خليفه و جانشين او مانند خود او فيض بخش و كمال آفرين باشد و در غير اين صورت امت اسلامى از چنين فيضى محروم بوده و جانشين او نيز، جانشين واقعى نخواهد بود.
اين نقيصه ها هرگز با امام منتخب مردم بر طرف نمى گردد، بلكه با امام و خليفه اى برطرف مى شود كه مانند پيامبر از تربيت الهى بهره اى داشته و از علم سرشار و عصمت و مصونيت خدايى برخوردار باشد و در غير اين صورت اين نقايص به قوت خود باقى خواهد بود و شناخت چنين فردى مانند پيامبر، بدون