انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣
مى فرمايد:
(...وَما كانَ لِرَسُول أَنْ يَأْتِىَ بِ آيَة إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ...).[١]
«هيچ رسولى بدون اذن خدا نمى تواند معجزه اى بياورد».
و در عين حال، حضرت مسيح كارهاى غيبى را به خود نسبت مى دهد و مى گويد: من بهبودى مى بخشم، من زنده مى كنم، من خبر مى كنم. چنان كه جمله هاى: «أُبرئُ، أُحْىِ،أُنَبِّئُكُمْ» كه همگى صيغه ى متكلم است بر اين مطلب دلالت دارند.
اين تنها يوسف، موسى، سليمان و مسيح نيستند كه قدرت غيبى و سلطه مافوق طبيعى داشته اند، بلكه گروهى از پيامبران و فرشتگان داراى سلطه ى غيبى بوده و مى باشند و قرآن از جبرييل به (شديد القوى)[٢] و از فرشتگان به (فَالْمُدَبّراتِ أَمْراً) [٣] تعبير مى آورد.
فرشتگان در قرآن، مدبران امور جهان، گيرندگان جان ها، حافظان ونگهبانان انسان ها، نويسندگان اعمال، نابود كنندگان اقوام و ملل عصيان گر و... معرفى شده اند. و هر كسى كه با الفباى قرآن آشنايى داشته باشد، مى داند كه فرشتگان داراى قدرت ها و نيروهاى غيبى بوده و آن ها به اذن و اتكاى قدرت خدا كارهاى خارق العاده را انجام مى دهند.
اگر اعتقاد به سلطه ى غيبى ملازم با الوهيت طرف باشد، بايد همه ى اين ها از نظر قرآن آلهه معرفى گردند.
[١] رعد/ ٣٨.
[٢] نجم/ ٥.
[٣] نازعات/ ٥.