انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٣
قانونگذارى، شفاعت و مغفرت.
انسان موحّد معتقد است كليّه ى امور تكوينى و تشريعى به عنايت خداوند انجام مى گيرد و هيچ يك از اين امور به مخلوقات او واگذار نشده است و به همين دليل، خداوند را مى پرستد. امّا انسان مشرك معتقد است گرچه آلهه و رب ها مخلوق حق اند، امّا برخى يا تمام امور تكوينى و تشريعى، به آنها واگذار شده است، و بر اساس همين اعتقاد از ستاره ها و بت ها طلب باران، شفاعت، يارى رساندن و پيروزى در جنگ مى كند، چرا كه اين امور را تفويض شده به آنها مى پندارند.
با توجه به تعاريف سه گانه ياد شده ، معيار اساسى توحيد و شرك در عبادت آشكار مى شود. هر خصوعى كه ناشى از اعتقاد به الوهيت يا ربوبيّت و يا تفويض كارى به موجود مورد خضوع باشد، عبادت شمرده مى شود، حال چه اين اعتقاد، بر حق و صحيح باشد ( اگر خداوند معبود باشد) و يا اعتقادى باطل و ناصواب باشد (اگر بت ها و غير خداوند معبود باشند) در هر دو صورت، خضوع او برگرفته از اعتقاد به الوهيت يا ربوبيّت يا تفويض است و چنين خضوعى عبادت آن موجود محسوب مى شود.
امّا اگر خضوع انسان، بدون اين انديشه و اعتقاد باشد، اين خضوع عبادت نيست، بلكه تعظيم و بزرگداشت شمرده مى شود، و نه انسان خاضع مشرك است و نه عمل او شرك آميز. امّا اين تعظيم و احترام غير عبادى، گاهى جايز و حلال است مانند تعظيم انبيا و اولياى الهى و يا معلمان و مربيان، و گاهى حرام و غير مجاز است، مانند سجده كردن در مقابل انبيا و اولياى الهى; امّا حرمت اين كا ر ، به دليل عبادت بودن آن نيست، بلكه به دليل