انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٥
است و بايد گفت خانه معهودى ميان متكلم و مخاطب، مورد نظر متكلم است و اين خانه معهود جز خانه على (عليه السلام) و فاطمه(عليها السلام) كه شمول آيه بر آن، مورد اتفاق تمام مفسران است، خانه ديگرى نيست; زيرا جز دو نفر از خوارج مانند عكرمه و مقاتل، احدى از مفسران و محدثان در شمول آيه بر اين بيت شك و ترديد نكرده است و اگر سخنى هست درباره ى افراد ديگر است وچون جز يك خانه ى معهود، خانه ى ديگرى مورد نظر آيه نيست، طبعاً اين خانه، خانه على خواهد بود و احتمال شمول آن بر افراد ديگر مستلزم ابطال «عهد» بودن الف و لام است.
خلاصه: آيه ناظر به اهل يك بيت معهود ومشخصى مى باشد وچنين بيتى جز بيت امام، بيت ديگرى نمى باشد و هر نوع احتمال گسترش، مستلزم مخالفت با اتفاق مسلمانان و يا نفى معهود بودن «البيت» است; اگر بگوييم مقصود فقط بيت عايشه يا بيت حفصه است در اين صورت بيت فاطمه از تحت آيه بيرون مى رود و اين بر خلاف اتفاق مسلمين است و اگر بگوييم هر دو را شامل است، لازمه ى آن، ابطال «عهد» بودن الف و لام است.
ولى با توجه به رواياتى كه حاكى از نزول آيه در خانه «امّ سلمه» است مى توان گفت كه مقصود از «البيت» خانه «امّ سلمه» است كه حادثه انداختن كسا بر سر افراد معين در آن جا اتفاق افتاد و آيه به افراد حاضر در آن بيت اشاره مى كند، واگر «امّ سلمه» را استثنا نمى كرد او را نيز در بر مى گرفت.
ب. مقصود از «البيت» بنا و ساختمان نيست
دليل پيش بر اين اساس بود كه مقصود از «البيت» خانه خشتى و گلى است، ولى مى توان گفت كه اساساً مقصود از «البيت» خانه خشتى وگلى