انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٤
نياز پس از پيامبر گرامى نيز ادامه داشته و امت اسلامى شديداً به شخصيتى كه مبيِّن احكام و حوادث نوظهورى باشد كه هرگز در زمان پيامبر گرامى رخ نداده و سابقه نداشته است، نيازمند بودند و در بسيارى از مسايل درمانده شده و به دامن اين و آن پناه مى بردند، و سرانجام با يك سلسله دلايل ظنى و پندارى، خود را قانع كرده و به اصطلاح سر و ته آن را بند مى آوردند.
ب. پيامبر گرامى در حال حيات خود به توضيح بخشى از آيات و تشريح ابعاد قسمتى از آيات مى پرداخت و اين نياز پس از رحلت پيامبر گرامى از بين نرفته و مسلمانان در تفسير قسمتى از آيات دچار اختلاف و دو دستگى شدند حتى در آياتى مربوط به وضو، حدّ سارق و فرايض، اختلاف نظر شديدى پيدا كردند.
ج. رسول خدا به شبهات يهود و نصارى و ديگر ملل جهان كه در مدينه مى زيستند و يا به آنجا رفت و آمد مى كردند پاسخ مى گفت و آيه مربوط به ابطال الوهيت عيسى (عليه السلام) [١] و غير آن،گواه زنده بر اين مطلب است و اين نياز، پس از رحلت رسول خدا، به قوت خود باقى بود و سيل شبهات از طريق احبار يهود و نصارى، و ديگر ملل جهان بر سرزمين مدينه سرازير بود، و تاريخ زندگى خلفا و عجز و ناتوانى بسيارى از ياران پيامبر از حلّ شبهات اجانب و بيگانگان گواه روشنى بر بقاى چنين نيازى بود.
د. حفظ و صيانت آيين اسلام از تحريف محرفان و جعلِوضاعان مسأله اى است كه نمى توان از آن به سادگى گذشت، در زمان پيامبر، تحريف و جعل حديث كم و بيش وجود داشت و پس از درگذشت پيامبر، رواج
[١] آل عمران،/ ٥٩.