انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٢
ضعف مذهب شيعه در نظر آنان اين است كه به عصمت على و فرزندان او عقيده دارند، و از اين عقيده وحشت زده و متعجب مى شوند همانطور كه ما (مثلاً) از شنيدن نظريه «جبريه» در تعجب و شگفت فرو مى رويم.
علت شگفتى آنان اين است كه به مسأله ى امامت از دريچه ى فكر خود مى نگرند و آن را يك مقام عادى و امام را يك شخصيت معمولى تلقى مى كنند! البتّه با اين بينش، عقيده به عصمت على و فرزندان او جز شگفتى پيامدى نخواهد داشت.
در حالى كه در بينش شيعه، كه امام مانند پيامبر واسطه نزول فيض معنوى از جانب خدا به امت است، كوچك ترين تعجّبى در كار نخواهد بود.
و از اين بحث دو نتيجه گرفته شد:
١. مقام امامت پس از پيامبر گرامى، يك مقام تنصيصى است; زيرا يك فرد عادى هر چند از نظر دانش و بينش در رتبه عادى باشد، تا تحت تربيت الهى قرار نگيرد و علوم نبوى را از طريق غيب اخذ نكند، به سدّاين خلأها و رفع اين مشكلات موفق نمى گردد.
٢. تا جانشين پيامبر، از خلاف و گناه، بلكه از خطا و اشتباه و لو در قلمرو امور مربوط به شريعت، معصوم نباشد، هرگز نمى تواند به اين وظايف قيام و اين خلأها را پر كند.
بنابر اين ، تربيت الهى و علوم گسترده و مافوق عادى و عصمت از گناه و لغزش، شرط اساسىِ بيان احكام نوظهور، تفسير مقاصد آيات قرآن، و پاسخ گويى به شبهات واشكالات وصيانت دين از هر نوع تحريف است.
گذشته بر اين، كليه دلايل عقلى كه در عصمت پيامبر مطرح گرديد،