انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٦
وقت مباهله فرا رسيد. قبلاً پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و هيئت نمايندگى «نجران» توافق كرده بودند كه مراسم مباهله در نقطه اى خارج از شهر مدينه در دامنه ى صحرا انجام بگيرد پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) از ميان مسلمانان وبستگان زياد خود فقط چهار نفر را انتخاب كرد كه در اين حادثه تاريخى شركت نمايند، واين چهار تن جز على بن ابى طالب (عليه السلام) وفاطمه(عليها السلام) دختر پيامبر وحسن و حسين (عليهما السلام) كس ديگرى نبود زيرا در ميان مسلمانان نفوسى پاكتر، وايمانى استوارتر از نفوس وايمان اين چهار تن، وجود نداشت.
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فاصله منزل ونقطه اى را كه قرار بود در آنجا مراسم مباهله انجام بگيرد با وضع خاصى طى نمود، او در حالى كه حضرت حسين (عليه السلام) را در آغوش[١] ودست حضرت حسن (عليه السلام)را در دست داشت وفاطمه(عليها السلام) بدنبال آن حضرت وعليبن ابى طالب(عليه السلام) پشت سر وى حركت مى كردند گام به ميدان مباهله نهاد وپيش از ورود به ميدان مباهله به همراهان خود گفت:«من هر موقع دعا كردم شما دعاى مرا با گفتن آمين بدرقه كنيد».
سران هيئت نمايندگان نجران پيش از آن كه با پيامبر روبرو شوند به يكديگر مى گفتند هرگاه ديديد كه «محمد» افسران وسربازان خود را به ميدان مباهله آورد، وشكوه مادى وقدرت ظاهرى خود را نشان ما داد در اين صورت وى يك فرد غير صادق بوده واعتمادى به نبوت خود ندارد ولى اگر او با فرزندان وجگر گوشه هاى خود به «مباهله» بيايد وبا يك وضع وارسته از هر نوع جلال وجبروت مادى، رو به درگاه الهى گذارد، پيداست كه او يك پيامبر راستگو
[١] در برخى از روايات وارد شده است:«پيامبر دست حسن و حسين را گرفته بود، وعلى پيش روى پيامبر و فاطمه پشت سر آن حضرت حركت مى كردند».بحار، ج٢١، ص ٣٣٨.