انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٤
«حلبى» در سيره ى خود آورده است در اينجا ذكر مى نماييم.[١]
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم): «من شما را به آيين توحيد وپرستش خداى يگانه وتسليم در برابر اوامر او دعوت مى كنم سپس آياتى چند از قرآن براى آنان خواند».
ـ نمايندگان نجران:اگر منظور از اسلام ايمان به خداى جهان است ما قبلاً به او ايمان آورده وبه احكام وى عمل مى نماييم.
ـ پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم): «اسلام علايمى دارد وبرخى از اعمال شما حاكى است كه به اسلام واقعى نگرويده ايد چگونه مى گوييد كه خداى يگانه را پرستش مى كنيد، در صورتى كه شماها صليب را مى پرستيد و از خوردن گوشت خوك پرهيز نمى كنيد وبراى خدا فرزند معتقديد؟».
ـ نمايندگان نجران: ما او را خدا مى دانيم زيرا او مردگان را زنده كرد وبيماران را شفا بخشيد و از گل پرندگانى ساخت وآنها را به پرواز در آورد وتمام اين اعمال، حاكى است كه او خدا است.
ـ پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم): نه ، او بنده ى خدا ومخلوق خدا است كه او را در رحم مريم قرار داد واين قدرت وتوانايى را خدا به او داده بود».
ـ يك نفر از نمايندگان: آرى او فرزند خدا است زيرا مادر او مريم، بدون اين كه با كسى ازدواج كند او را به دنيا آورد، پس ناچار بايد او همان خداى جهان باشد.
ـ پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم): (فرشته ى وحى در اين موقع نازل گرديد وبه پيامبر گفت كه به آنان بگويد) :وضع حضرت عيسى از اين نظر مانند حضرت آدم است كه او را با قدرت بى پايان خود، بدون اين كه داراى پدرى ومادرى باشد از خاك
[١] سيره ى حلبى، ج٣، ص ٢٣٩.