انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٨
مى گويد: در تبليـغ احكام الهى سهو بر پيامبران روا نيست، ولى در موارد ديگر هرگاه مخالف حكم عقل نباشد مانعى ندارد و اماميه آن را جايز مى دانند.[١]
هـ. علاّمه ى مجلسى در اين مورد چنين مى گويد: اين مسأله بسيار مشكل است زيرا آيات و روايات بسيارى بر صدور سهو از پيامبران دلالت مى كند واز طرفى اصحاب ما جز گروه اندكى بر عدم جواز سهو بر آنان اتفاق نظر دارند و برخى از آيات و روايات و دلايل كلامى و اصول برهانى هم بر آن هماهنگ هستند. گذشته از آن در روايات سهو، خلل و اضطراب ديده مى شود و نيز آيات دال بر سهو قابل تأويل هستند و خداوند هدايت كننده به راه راست است.[٢]
از آنجا كه وى نظر قاطعى در اين مورد نداده است مى توان گفت وى در اين مسأله «توقف» كرده است ولى از ذيل كلام ايشان چنين استفاده مى شود كه او از مخالفان نظريه ى «سهو» پيامبران مى باشد.
بررسى و تحقيق
از ميان اقوال محققان اسلامى به نظر مى رسد قول مرحوم صدوق (در صورت صحيح و حجّت بودن آنها در مورد اصول عقايد) واقع گرايانه است، چه بسا ممكن است مصالح الهى ايجاب كند كه به پيامبر، نسيان و سهوى دست دهد، چه بسا براى جلوگيرى از غلو و اين كه پيامبران آميزه اى از الوهيت
[١] مجمع البيان، ج٢، ص ٣١٧.
[٢] بحار الأنوار، ج١٧، ص ١١٨ـ١١٩.