انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٦
جاى (وَ لا نَصِيراً)كلمه (وَلا واق) آمده است.
اين آيات ومشابه آنها كه هم اكنون يادآور مى شويم، كوچك ترين گواه بر نفى عصمت نيست زيرا:اين آيات به صورت قضيه ى شرطيه وارد شده ويك چنين قضايايى هرگز گواه بر تحقّق شرط (پيروى از هوى وهوسها) نيست، بلكه با پيراستگى كامل شخص نيز سازگار است.اين گونه گزارشها به صورت قضاياى شرطيه گواه برآن نيست كه روزى طرفين آن محقّق مى گردد; خداوند به پيامبر خود مى گويد:
(وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنا وَكِيلاً).[١]
«اگر بخواهيم آنچه را كه بر تو وحى كرديم از تو مى گيريم وهرگز مدافعى بر خود پيدا نمى كنى».
(إِلاّ رَحْمََةً مِنْ رََبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْكَ كَبِيراً).[٢]
(«اگر ما چنين نمى كنيم) به خاطر رحمت خداست بر تو وبر پيروان تو! وكرم خدا بر تو بزرگ است».
در حالى كه خدا از تعلّق مشيّت وى برگرفتن وحى از پيامبر به صورت قضيه ى شرطيه سخن مى گويد، همگى مى دانيم كه چنين مشيّتى هرگز انجام نخواهد گرفت. بلكه خدا به وسيله ى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) خود، شريعت خويش را تكميل خواهد نمود.
اين گونه آيات كه خدا پيامبر خود را به صورت قضيه ى شرطيه تهديد
[١] اسراء/٨٦.
[٢] اسراء/٨٧.