انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٩
معنى كسى است كه قادر به خواندن ونوشتن نيست وقرآن امّت يهود را بر دو گروه تقسيم مى كند: ١. گروه درس نخوانده كه از تورات چيزى نمى دانند. ٢. گروه درس خوانده كه از سواد خود سوء استفاده كرده وبه تكثير تورات محرَّف مى پردازند، تا از اين طريق پولى به دست آورند واگر گروه نخست، قدرت خواندن ونوشتن داشتند فريب تحريف گروه دوّم را نمى خوردند وصحيح را از باطل تميز مى دادند.
فلسفه امّى بودن پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)
جامعه ى «اُمّى» ودرس نخوانده ى عرب جاهلى، در برابر معجزه ى بزرگ پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)(قرآن ) شگفت زده شده وگيج ومبهوت گشته بود، او هرگز باور نمى كرد كه به فردى از آنان از جانب خدا، كتاب با عظمتى وحى گردد كه به مردم بيم ونويد دهد، چنان كه قرآن از آنان نقل مى كند.
(أَكانَ لِلنّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَيْنا إِلى رَجُل مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْق عِنْدَ رَبِّهِمْ...) .[١]
«آيا براى مردم مايه ى شگفتى است كه به يكى از آنها وحى فرستاديم كه مردم را بيم وافراد با ايمان را بشارت دهد كه براى آنها نزد پروردگارشان سابقه نيكو ويا منزلت نيك است».
تلاش عرب جاهلى اين بود كه معجزه ى قرون واعصار (قرآن) را به گونه اى توجيه كنند كه ارتباطى به جهان غيب وآموزش الهى نداشته باشد ودر اين مورد به تفسيرهايى پرداخته اند كه در محل خود خواهد آمد.
[١] يونس/٢.