انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٨
مى باشد:
(وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلاّ أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاّ يَظُنُّونَ) .[١]
«برخى از آنان (يهود) امّى هستند كه از كتاب «تورات» جز يك مشت آرزو [٢] چيزى نمى دانند بلكه فقط گمان مى كنند (كه مى دانند)».
جمله «لا يعلمون» كه پس از «امّيون» وارد شده. مفسّر كلمه قبلى مى باشد، يعنى گروهى از يهود درس نخوانده اند كه از واقعيت تورات ومحتواى آن آگاه نمى باشند وكتاب واقعى را از محرَّف آن تميز نمى دهند.و چون«امّى» هستند آگاهى آنان از كتاب به صورت آرزو درآمده است. در آيه بعد مى فرمايد:
(فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَليلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وََوَيْلٌ لَهُمْ مِمّا يَكْسِبُونَ).[٣]
«واى بر كسانى كه كتاب (تورات محرّف) را با دست خود مى نويسند(سپس آن را به خدا نسبت داده ومى گويند) اين كتاب از جانب خدا است، تا آن را به بهاى كمى بفروشند، واى بر آنان از آنچه كه دستهاى آنان نوشته وواى بر آنها از چيزى (عذابى) كه كسب مى كنند».
مطالعه ى اين دو آيه جاى شك وترديد باقى نمى گذارد كه امّى در آيه به
[١] بقره/٧٨.
[٢] مقصود از آرزو پندارهاى سست است كه يهوديان درباره خود داشته و دارند، مانند امّت برگزيده و غيره.
[٣] بقره/٧٩.