انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٠
مربوط به مبدأ و معاد و رهبرى و مانند آن از داورى عقل سخن مى گويد.
١. در مورد وجود آفريدگار مى گويد:
(...أَفِى اللّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ...).[١]
«آيا درباره ى خدا شك داريد كه آفريننده آسمان ها و زمين است».
٢. (لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلاّ اللّه لَفَسَدَتا...) .[٢]
«اگر در آسمان ها و زمين، خدايانى وجود داشت، نظام آفرينش منهدم مى شد».
و انكار خدا را مستلزم خلف و دور دانسته مى فرمايد:
٣.(أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَىْء أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ).[٣]
«آيا بدون علت آفريده شده اند يا خود خالق خويشتن مى باشند؟».
و در ابطال انديشه ى آنان كه مسيح را خدا مى دانستند مى فرمايد:
٤.(مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاّ رَسُولٌ قَدْخَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ...).[٤]
«مسيح پيامبرى بيش نبود كه پيش از او نيز پيامبرانى آمده و رفته اند و مادر او تصديق كننده ى شرايع پيشين و نبوت فرزند خود بود».
و در باره ى لزوم رستاخيز مى گويد:
(أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرجعُونَ) .[٥]
[١] ابراهيم/١٠.
[٢] انبياء/٢٢.
[٣] طور/٣٥.
[٤] مائده/٧٥.
[٥] مؤمنون/١١٥.