انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٩
مى گفتند ما صورت هاى غيبى و اصوات ماوراى طبيعت را مى شنويم ولى اينها يك رشته ادراكاتى است كه تنها به ما داده شده است نه به عموم مردم.
در اين موقع فرياد اعتراض معترضان بلند مى شود و آن اين كه شما مدعى ادراك غيبى هستيد و آن را از ويژگى هاى خود مى دانيد. ما از كجا بدانيم كه شما در اين ادعا صادق و راستگو هستيد فرض اين است كه مى گوييد ديگران از چنين امور غيبى و غير عادى محروم مى باشند پس براى اثبات مدعاى خود، كار خارق العاده اى انجام بدهيد كه براى ما نيز امكان رؤيت داشته باشد و مانند وحى و رؤيت فرشته نباشد كه درك آن براى ديگران ممكن نيست، پس لازم است كارهاى خارق العاده اى را به ما نشان دهيد كه ما از مشاهده ى آن بدانيم كه در ادعاى ادراك غير عادى راستگو هستيد و از وجود مشابه به مشابه ديگر آگاه شويم. از اين جهت پيامبران در نخستين مراحل بعثت با اعجاز مجهز بوده و از اين طريق ادعاى خود را ثابت مى كردند.
پيروان هر پيامبر از اين طريق به راستگويى او يقين كرده قهراً به كليه ى مسايلى كه در قلمرو عقل نظرى و عقل عملى از او مى شنيدند يقين و اذعان پيدا مى نمودند و به اصطلاح با كسب يك يقين به راستگويى پيامبر بر تمام شريعت او اذعان مى كردند. درست مثل گزارشگرى كه ده ها گزارش مى دهد و ما يقين داريم كه او انسانى وارسته و دور از دروغ است و با اين يقين اجمالى، تمام گزارش هاى او براى ما حالت علم پيدا مى كند.
البته اين يقين اجمالى به صدق گفتار پيامبر، مانع از آن نيست كه گفتار او در اصول عقايد و قلمرو عقل نظرى او طريق برهان نيز ثابت شود، و لذا قرآن در قلمرو معارف از برهان و استدلال، بهره ى بيشترى مى برد و در مسايل