انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٧
در مورد قضاياى ياد شده، دليل ديگرى از حس و تجربه يا عقل هم بر درستى گفتار او داشته باشيم.
مسأله ئ حكيم بودن خدا يك برهان كلّى است بر اين كه آنچه پيامبران در مورد اصول و فروع مى گويند راست مى گويند، و بر خلاف واقع نيست، به گواه اين كه او معجزه دارد و حكيم على الاطلاق معجزه را به دست انسان دروغگو نمى دهد ولى اين مانع از آن نيست كه قسمتى از قضاياى شريعت در قلمرو نظرى و علمى، راه اثبات ديگرى نيز داشته باشد.
و در آيات قرآن به اين برهان اشاراتى شده است. قرآن درباره ى نكته ى راست گويى پيامبر چنين مى فرمايد:
(وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الأَقاوِيلِ * لأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثَمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الوَتِينَ * فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحْد عَنْهُ حاجِزينَ).[١]
«هرگاه محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) نسبت هاى بى اساسى به ما مى داد او را با قدرت هر چه تمام تر مى گرفتيم و رگ حيات اورا مى زديم و هيچكس از شما مانع و مدافع او نمى شد».
آيه حاكى از آن است كه هرگاه پيامبر گفتار خلافى را به خدا نسبت مى داد نعمت حيات از او گرفته مى شد، چرا؟مگر پيامبر چه امتيازى بر ديگران دارد؟ در حالى كه هزاران فرد به خدا نسبت دروغ مى دهند امّا چيزى از آنان كم نمى شود و ساليان درازى به زندگى خود ادامه مى دهند؟
پاسخ، اين است كه تمام شرايط گرايش مردم در پيامبر فراهم بود. گذشته از سوابق درخشان، داراى معجزه ى جاودانى بود كه زمينه هاى گرايش را
[١] حاقه/٤٤ـ٤٧.