انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٠
عادى نخواهند بود از اين جهت حالت غيرعادى بودن معجزه، پيوسته ثابت مى باشد.
٢. منصبى را ادعا كند (مع الدعوى): دست زدن به كار خارق العاده در صورتى معجزه خوانده مى شود كه آورنده ى آن مدعى منصبى از جانب خدا باشد و در غير اين صورت نام كرامت به خود مى گيرد انسان هاى والا ووارسته بدون دعوى نبوت، دست به امورى مى زنند كه با مجارى طبيعى و عادى سازگار نمى باشد ولى در عين حال نه آنان پيامبر الهى هستند و نه كار آنان معجزه نام دارد قرآن درباره ى حضرت مريم مى فرمايد:
(...كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِساب).[١]
«هر موقع حضرت زكريا بر او وارد مى شد، روزى او را در كنار محراب آماده مى ديد، و ازروى تعجب مى پرسيد اين غذا از كجاست؟ مريم پاسخ مى داد: از جانب خدا است خدا به هر كس كه بخواهد روزى بى حساب مى دهد».
در ميان امت هاى پيشين و امت اسلامى وارستگانى بوده و هستند كه در سايه ى سير و سلوك و تهذيب نفس نه تنها كشور بدن در اختيار اراده ى آنان قرار مى گيرد، بلكه مى توانند در محدوده اى از تكوين تصرف كنند و با نيروى اراده كارى را صورت دهند.
٣. دعوت به مقابله (مع التحدى): شرط سوم اعجاز اين است كه
[١] آل عمران/٣٧.