انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٢
ج: (فَتَشْقى).
اين جمله ها حاكى است كه پيامد نهى، خروج از بهشت و ورود در دار مشقت وتعب وزحمت دنيا بوده است. آنگاه با بر شمردن نعمتهاى موجود در بهشت، مشقتها و رنجهاى دنيوى ـ كه همان گرسنگى وبرهنگى وتشنگى وآفتاب زدگى است ـ روشن مى شود.
بنابر اين با توجه به اين جمله ها بايد گفت:(ولا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ) سخن ناصحانه ومقصود از (ظالمين) همان كارِ بى مورد است كه نتيجه اى جز مشقت وزحمت ندارد.
٢. قرينه ى ديگر بر اينكه خدا در مقام نصيحت وپند بوده، نه نهى مولوى، گفتار خود شيطان است كه خدا از او چنين نقل مى كند:
(وَقاسَمَهُما إنِّى لَكُما لَمِنَ النّاصِحينَ).[١]
«شيطان براى آنان سوگند ياد كرد كه من براى شما ناصحى مشفق هستم.»
گويى از كلام خدا نصيحت را اقتباس كرده وكلام خود را در آن قالب ريخته است.
٣. آنگاه كه آدم وحوا، از ميوه ى درخت چشيدند ولباسهاى بهشتى آنان فرو ريخت، خدا آنان را ندا كرد وگفت:
(...أَلَمْ أنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبينٌ).[٢]
«آيا من شما را از آن درخت نهى نكردم وبه شما نگفتم كه شيطان براى شما دشمنى آشكار است؟»
[١] اعراف/٢١.
[٢] اعراف/٢٢.