انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٤
زيرا سرچشمه ى قدرت، اوست، واگر خداوند بزرگ به او قدرت نمى داد، هرگز بيمارى شفا پيدا نمى كرد و مرده اى زنده نمى شد»، همچنان كه مى توان آن را فعل مسيح خواند و گفت: «مسيح مرده را زنده كرد; زيرا قدرتى را كه خدا به او داده بود با كمال حريّت و آزادى در اين مورد به كار برد».
قرآن مجيد يكجا قبض روح را فعل خدا مى داند و مى فرمايد او است كه جانهاى شما را مى گيرد، چنانكه مى فرمايد:
(اللّهُ يَتَوفَّى الأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها...) .[١]
«خداوند جان افراد را موقع مرگ مى گيرد».
و در جاى ديگر آن را فعل فرشته ى مرگ مى داند و مى فرمايد:
(قُلْ يَتَوَفَّيكُمْ مَلَكُ المَوْتِ الَّذى وُكِّلَ بِكُمْ...).[٢]
«بگو فرشته اى (ملك الموت) كه بر شما گمارده شده است جان شما را مى گيرد».
و نكته اين دو نسبت اين است كه «فرشته ى مرگ» مأمور الهى و سرباز غيبى پروردگار جهان است، و او با توانايى و قدرتى كه از خدا گرفته است، به فرمان و اذن او جان افراد را مى گيرد.
مسيح در انجام اعمال شگفت انگيز داراى همان موقعيتى است كه «ملك الموت» داراست و هر دو مأمور الهى بوده و در سايه ى قدرت خداوند كارهاى خود را انجام مى دهند، بنابراين، هر نوع انديشه ى شرك درباره ى ولايت تكوينى كاملاً بى اساس بوده و حاكى از عدم دقت در نسبت علل جهان به خداوند بزرگ است.
[١] زمر/٤٢.
[٢] سجده/١١.