انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٥
حيثيت ارتباط با مقام ربوبى است، در حالى كه حيثيت رسالت، حيثيت انجام وظيفه است، در يكى (نبوت) پيامبر، طرف وحى قرار مى گيرد و پيام خدا را دريافت مى كند، و در ديگرى (رسالت)، مأموريت دارد كه كارى را انجام دهد، و اگر «نبوت» از «رسالت» برتر شد، طبعاً در مقام انطباق بر مصاديق، «نبى» از «رسول»برتر خواهد بود. بدين معنا اگر يك نفر هم نبى و هم رسول باشد، شرافت و برترى او به خاطر نبوت او است نه به خاطر رسالت. و اگر هم رسالت او داراى فضيلت باشد، فضيلتى را كه از جانب نبوت كسب كرده است، بالاتر از فضيلتى خواهد بود كه از جانب رسالت كسب كرده است.
٣. نبوت، اساس رسالت انسان از جانب خداست، زيرا همان گونه كه گفته شد مقصود از رسالت، رسالت بشر از جانب خدا است نه رسالت هر كسى كه حتى فرشته را هم شامل شود. و نه رسالتى از جانب هر كس كه رسولان عادى را هم شامل گردد، بلكه مقصود رسالت بشر از جانب خدا است. در اين صورت در مرتبه ى نخست، نبوت و ارتباط با جهان غيب است، كه به دنبال آن، رسالت مى آيد.
٤. ميان نبى و رسول از نظر مصداق نسبت تساوى برقرار است، و هر جا «نبوتى» بوده است، به دنبال آن رسالتى نيز بوده است. و همين طور كه گفته شد، پيامبران فاقد رسالت، نسبت به ديگران نادر و انگشت شمار بوده اند. موارد نادر و اندك، ملاك نسبت گيرى نيست، گذشته از اين چنين نبوتى كه فاقد رسالت باشد مفهوم روشنى ندارد.
از اين بيان روشن مى گردد كه ختم نبوت ملازم با ختم رسالت است، و در مقام ختم باب نبوت و رسالت، فرقى ميان خاتم النبيين وخاتم الرسل