انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٥
نكردن» است نه از «خلق كردن»، از اين جهت نمى توان گفت جهان دو خالق دارد، يكى خالق هستى ها و ديگرى خالق نيستى ها، مثل هستى و نيستى، مثل آفتاب و سايه است، وقتى شاخص را در آفتاب نصب مى كنيم ، قسمتى را كه بخاطر شاخص تاريك مانده و از نور آفتاب روشن نشده است سايه مى ناميم، سايه چيست؟«سايه» ظلمت است و ظلمت چيزى جز نبودن نور نيست، وقتى مى گوييم نور از كانون جهان افروز خورشيد تشعشع يافته است نبايد پرسيد كه سايه و ظلمت ازچه بوجود آمده است، بلكه اين دو از چيزى تشعشع نكرده ، و از خود مبدأ و كانون مستقلى ندارند براى صدور شرور و آفات از خداوند جهان توجيه ديگرى نيز هست كه هم اكنون از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد:
تحليل ديگر درباره شرور
تحليل ديگرى كه درباره شرور وجود دارد بحث حقيقى و نسبى بودن شرور است با اين پرسش كه آيا بدى و شرور يك صفت حقيقى است يا نسبى؟
با يك بررسى كوتاه خواهيم ديد كه بدى ها و شرور يك نوع امر نسبى است نه حقيقى و هرگز هيچ موجودى در حد ذات خود بد نيست، و بدى يك نوع حالتى است كه در موقع برقرارى و مقايسه ميان دو شى، پديد مى آيد، مثلاً سّم مار، و زهر عقرب، و درندگى گرگ براى خود آن ها بد نيست و با وجود آنها كمال سازگارى را دارد، و مايه تكامل و بقاى زندگى آنها است بلكه تنها از آن نظر بد است كه مايه فناى انسان و آسيب پذيرى او است. باران سيل آسايى كه مى بارد، هرگز در حد ذات بد و زشت نيست بلكه موقع مقايسه، به يكى از اين