انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٥
رسوخ كرده است.
در اين صورت چاره اى جز اين نمى بينند كه به چنين تناقض گويى پناه ببرند و بگويند كه يك و سه با هم مساوى مى باشند.
٢.تفسير ديگر «تثليث» اين است كه اقانيم سه گانه بدون اينكه هركدام داراى تشخص و استقلال باشد بر اثر تركيب و به هم پيوستگى، ذات خداى جهان را تشكيل دهند و در حقيقت هيچ يك از اين اجزاى سه گانه خدا نيست بلكه خداى جهان همان نتيجه است كه از تركيب سه گانه توليد مى گردد.
اشكال اين نوع تفسير اين است كه خدا در نتيجه مركب مى شود و در تشخص و تحقق خود نياز به اجزاء ذات خويش پيدا مى كند و تا اين اجزاء دست به دست هم ندهند و به هم آميخته نشوند خداى جهان تحقق نمى پذيرد در اين صورت مسيحيت با بن بستهاى بدترى رو به رو مى شود.
الف. خداوند جهان در تحقق خود به غير (هر يك از اجزاء سه گانه غير از خدا هستند بلكه با تحقق هر سه جزء، خدا تحقق مى پذيرد) نياز خواهد داشت; در حالى كه موجود نيازمند هيچگاه خدا نخواهد بود. بلكه ممكن و مخلوقى مى باشد كه بايد نياز او را بسان ممكنات ديگر، شخص ديگرى بر طرف كند.
ب. هرگاه هر يك از اجزا سه گانه از نظر هستى واجب الوجود و ضرورى باشند در اين صورت به جاى خداى يگانه به سه واجب الوجود معتقد شده اند.
و اگر هركدام از نظر وجود ممكن الوجود بوده و در تحقق خود به علتى نياز داشته باشند در اين صورت براى هستى اين اجزا، خدايى لازم است كه به آنها تحقق بخشد، و نتيجه آن جز اين نيست كه هر يك از اجزا و خدايى كه از