انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٠
انديشه فرزند بودن مسيح
مسأله فرزند بودن مسيح يكى از مظاهر شرك در ذات است كه واقعيت خداى يگانه را به صورت خدايان سه گانه جلوه مى دهد و در حقيقت «تثليث» مسيحيت روى اين استوار است.
قرآن به دو طريق اين نظر را باطل كرده و پندارى بودن آن را به روشنى نمايان ساخته است.
الف. از طريق دلايل علمى شش گانه، انديشه فرزند براى خدا را بطور مطلق محال دانسته است خواه اين فرزند مسيح باشد يا غير او.[١]
ب. با تشريح تولد مسيح از مادر و زندگى بشرى او، فرزند بودن خصوص مسيح را باطل كرده است اين نه تنها مسيحيان هستند كه مسيح را فرزند خدا قرار داده اند بلكه مشركان عرب فرشتگان را دختران خدا مى انديشيدند. چنانكه مى فرمايد:
(وَيَجْعَلُونَ للّهِ اْلبَناتِ سُبْحَانَهُ...)[٢].[٣]
«براى خدا دخترانى قرار مى دادند منزه است خدا...».
اينك دلايل قرآن در نفى اتخاذ هر نوع فرزند اعم از مسيح و غيره.
الف. او همسرى ندارد.
[١] در طريق نخست در ضمن چهار آيه، شش دليل بر نفى ولد وارد شده است و ما براى سهولت، آيات و عناوين دلايل را، شماره گذارى كرديم.
[٢] نحل/٥٧.
[٣] به سوره هاى اسراء/٤٠; صافات/١٤٩ ـ ١٥٣; زخرف/١٩; طور/٣٩ مراجعه گردد. و به نقل قرآن گروهى از يهود معاصر پيامبر، عزير را فرزند خدا مى دانستند چنان كه مى فرمايد: (وَقَالَتِ اليَهُودُ عُزَيْزٌ ابْنُ اللّهَ...) (توبه/٣٠): يهود گفتند كه عزير فرزند خدا است. ١. انعام/١٠١.