انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٥
سليمان تخت بلقيس را مى خواهد
حضرت سليمان در احضار تخت بلقيس از حاضران در مجلس خود كار خارق العاده را خواست و گفت:
(...أَيُّكُمْ يَأْتينى بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونى مُسْلِمِينَ * قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الجِنّ أَنا ءَاتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ...).[١]
«سليمان گفت: كدام يك از شما تخت او را پيش از آن كه به حالت تسليم بر من وارد گردند، نزد من مى آوريد؟ فردى از گروه جن گفت: من آن را براى تو مى آورم پيش از آن كه از جاى خود برخيزى(مجلس متفرق گردد)...».
اگر چنين نظريه اى صحيح باشد، بايد درخواست معجزه در تمام قرون و اعصار از مدعيان نبوت، كفر و شرك محسوب شود، زيرا مردم معجزه را كه كار خارق العاده اى بود از مدعى نبوت مى خواستند، نه از خداى فرستنده او. و اين چنين مى گفتند:
(...إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بئَايَة فَأْتِِ بِها إِنْ كُنْتَ مِنَ الصّدِقيِنَ).[٢]
«اگر راست مى گويى، معجزه اى بياور».
در صورتى كه تمام ملل جهان براى شناسايى نبى راستين از نبى دروغين از اين راه وارد مى شدند. و پيامبران پيوسته تمام ملل جهان را دعوت مى كردند كه بيايند و معجزه آنان را مشاهده كنند و قرآن نيز گفتوگوى ملل را با مدعيان نبوت، درباره ى درخواست اعجاز بدون انكار كه حاكى از مقبول بودن آن است
[١] نمل/ ٣٨ـ٣٩.
[٢] اعراف/ ١٠٦.