انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٩
ووعده داده است كه دعاى او را درباره ى بندگان خود بپذيرد. آن جا كه فرموده است:
(...وَلَو أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَآؤكَ فَاسْتَغْفَروا اللّه وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّه تَوّاباً رََّحيماً).[١]
«اگر آنان وقتى بر خويشتن ستم مى كردند، به نزد تو مى آمدند و از خدا درخواست آمرزش مى كردند و پيامبر نيز براى آنان طلب آمرزش مى كرد، يقيناً خدا را توبه پذيرو رحيم مى يافتند».
ثالثاً: درخود آيات ياد شده گواه روشن است كه مقصود از دعوت، مطلق درخواست كار و حاجت نيست، بلكه دعوت عبادتى و پرستشى است. از اين جهت در يك آيه پس از لفظ «دعوت» بلافاصله از همان معنا به لفظ عبادت تعبير آورده است; مانند:
(وَقالَ رَبّكُم ادْعُونى أَسْتَجِب لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرونَ عَنْ عِبادَتى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ).[٢]
«پروردگار شما به شما گفت مرا بخوانيد تا درخواست شما را اجابت كنم، آنان كه از پرستش من سرباز مى زنند وارد دوزخ مى شوند».
با دقت نظر در آغاز آيه، لفظ (ادْعُونى)و در ذيل همان آيه، لفظ (عبادَتى) به كار برده شده است. و اين گواه روشن است كه مقصود از اين دعوت، درخواست ويا ناله و استغاثه خاص در برابر موجوداتى بود كه آن ها را به صفات الهى شناخته بودند.
[١] نساء/٦٤.
[٢] غافر/٦٠.