انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٦
وعباد الأصنام إنّما أشركوا لعدم توحيد اللّه في العبادة;[١]
قرآن، مطلق دعوت و نداى غير خدا را عبادت خوانده است، به گواه اين كه در آغاز آيه مى گويد: (أُدْعُونى أَسْتَجِب لَكُمْ) و در ذيل آيه مى گويد:(يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادتى) بنابر اين هر كسى پيامبر و يا شخص صالحى را بخواند يا بگويـد: درباره ى حاجت من شفاعت كن. يا بگويد: از تو درباره ى حاجت خود طلب شفاعت مى كنم. يا بگويد: قرض مرا ادا بنما، يا بيمارم را شفا بده و مانند اين ها، در اين صورت اين شخص با اين گفتار او را عبادت كرده است. و حقيقت پرستش جز خواندن چيزى نيست، در نتيجه چنين دعوت گرى، غير خدا را پرستيده و مشرك شده است، زيرا بايد توحيد ربوبى كه (جز خدا را رازق و خالقى نيست) با توحيد عبادت كه غير او را نپرستيدن است همراه باشند، شرك بت برستان تنها همين بود كه غير او را مى پرستيدند».
پاسخ
شكى نيست كه لفظ دعا در لغت عرب به معناى ندا و خواندن، وواژه ى عبادت به معناى پرستش است. و هرگز نمى توان اين دو لفظ را با هم مترادف و هم معنا شمرد; يعنى نمى توان گفت هر ندا و درخواستى عبادت و پرستش است، زيرا:
اوّلاً: در قرآن مجيد لفظ دعوت درمواردى به كار رفته است كه هرگز نمى توان گفت مقصود از آن عبادت است; مانند:
[١] صنعانى، تنزيه الاعتقاد، به نقل از كشف الارتياب، ص ٢٧٤.