انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠١
اسلام روى مى آوردند و با گفتن شهادتين، اسلام آنان پذيرفته مى شد. و هرگز بناى پيامبر و رهبران پس از وى اين نبود كه تمام آداب و رسوم ملل و اقوام را با تأسيس دايره تفتيش عقايد سانسور و ذوب كنند و همه را در بوته ريخته و در قالب ديگرى درآورند كه هيچ گونه شباهت با قالب هاى پيشين نداشته باشد.
احترام بزرگان، تأسيس مجالس يادبود، حضور بر سر خاك و ابراز علاقه به آثار آنان، مرسوم تمام ملل و اقوام جهان بوده و هست، و هم اكنون ملت هاى شرق و غرب، براى زيارت اجساد موميايى و مدفن رهبران ديرينه خود ساعت ها در صف به انتظار مى ايستند تا در كنار جسد و قبر آنان ابراز علاقه كنند و اشك شوق از گوشه ى چشمان خود فرو ريزند. و اين را يك نوع احترام كه از عواطف درونى آنان سرچشمه مى گيرد، حساب مى نمايند.
هرگز ديده نشد كه پيامبر پس از تفتيش عقايد افراد و پس از بررسى رسوم و آداب زندگانى آنان اسلام آنان را بپذيرد، بلكه به همان ابراز شهادتين اكتفا مىورزيد. و اگر اين گونه آداب و رسوم، شرك و كفر بود، بايد پس از اخذ بيعت و پيمان بر تبرى از آنان، اسلام اقوام و ملل را بپذيرد در صورتى كه هرگز چنين نبوده است.
ما مى بينيم كه حضرت مسيح (عليه السلام) از خداوند بزرگ مائده آسمانى مى طلبد و روز نزول آن را روز عيد معرفى مى كند و مى فرمايد:
(رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً لأَوَّلِنا وَآخِرنا وَآيَةً مِنكَ وَارْزُقْنا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقيِنَ).[١]
«پروردگارا! مائده اى از آسمان برما بفرست تا عيدى براى اوّل و آخر ما باشد و
[١] مائده/١١٤.