تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٩ - کلمهها
کلمهها
عبس: عبس (بر وزن فلس): روترش کردن و قیافه در هم کشیدن و رو ترش شدن، لازم و متعدی هر دو آمده است «عبس وجهه عبسا و عبوسا: کلح».
تولی: تولی اگر با «عن» باشد به معنی اعراض و اگر با «الی» باشد به معنی رو کردن آید، در آیه به معنی اعراض است.
یزکی:
آن در اصل «یتزکی» است تاء به زاء عوض شده و در آن ادغام گردیده است
«تزکی» از باب تفعل به معنی پاک شدن است «یزکی»: پاک میشود.
یذکر: آن
در اصل «یتذکر» است به معنی پند گرفتن و یاد آور شدن میباشد تاء به ذال
عوض شده و در آن ادغام گردیده است «تذکرة» از باب تفعیل: یادآوری.
استغنی: استغناء: طلب بینیازی «استغنی اللَّه: سأله ان یغنیه» به نظر راغب، آن مانند غنی به معنی بینیازی است.
تصدی:
تصدیه: رد کردن. توجه کردن، اصل آن «صد و» به معنی کف زدن و دست به هم زدن
است (قاموس قرآن) تلهی: لهو: مشغول شدن. «تلهی»: مشغول شدن و غفلت کردن.
صحف: (بر وزن عنق): جمع صحیفه، یعنی: صحیفهای که در آن مینویسند.
مکرمة: کرم بر وزن شرف»: شرافت. گرانقدری و عزیز بودن مکرمة:
گرانقدر و پرارزش. «کرام» جمع کریم به معنی محترم و با