تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٩ - شرحها
شرحها
خلاصه مطلب آیات شریفه در بند پنج از کلیات سوره گفته شد این سوره ظاهرا
شأن نزول بخصوصی نداشته است، موقعیت آن روز ایجاب کرده و یا جریانی پیش
آمده که سبب نزول این واقعیت بزرگ از جانب خدای منّان گشته است.
١- لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتَّی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ.
برای
«منفکین» باید متعلّقی در نظر گرفته شود، کفار از چه چیز منفک نبودند،
المیزان آن را «مقتضای سنت هدایت» گرفته است یعنی سنت الهی بر آن جاری شده
که مردمان هدایت شوند، کفار نیز از مقتضای آن سنت، جدا نبودند تا اینکه
برای آنها رسول اللَّه بیاید و آمد.
در مجمع البیان آن را به قول نسبت
داده و میگوید: «لم یکونوا لیترکوا منفکین من حجج اللَّه حتی تأتیهم
البینة»، آیاتی نظیر: إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی لیل/ ١٢ و امثال آن، این سنت
الهی را بازگو میکنند و آیاتی نظیر: أَ فَنَضْرِبُ عَنْکُمُ الذِّکْرَ
صَفْحاً أَنْ کُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِینَ زخرف/ ٥ حکایت دارند که اعراض
مردم سبب نمیشود که خدا از سنت هدایت دست بردارد.
«من» در جمله مِنْ
أَهْلِ الْکِتابِ اگر برای بیان باشد هیچ و اگر به معنای بعضیت باشد، مراد
آن گروهی از اهل کتاب است که هنوز ایمان نیاورده بودند، رسول خدا صلّی
اللَّه علیه و آله در آن روز با دو گروه اهل کتاب و بتپرستان روبرو بود.
غرض از «البینة» رسول خداست چنان که خواهد آمد.
٢ و ٣- رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً فِیها کُتُبٌ قَیِّمَةٌ.
«رسول» بیان «بینه» در آیه سابق است مراد از صحف اجزاء قرآن