تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٤ - کلمهها
٣- آن ستاره درخشنده است
٤- نیست هیچ نفسی مگر آنکه او را حافظی است.
٥- بنگرد انسان از چه چیز خلق شده؟
٦- آفریده شده از آبی جهنده
٧- که از میان استخوانهای سخت و نرم خارج میشود
٨- خدا به برگرداندن او قادر است
٩- روزی که سریرهها آشکار شود
١٠- او را نه قدرتی هست و نه یاری
کلمهها
طارق: طرق در لغت به معنی کوبیدن است مانند کوبیدن آهن و در زدن «طرقه
طرقا: ضربه بالمطرقه- طرق الباب: قرعه» و نیز به معنی آمدن در شب باشد
گویند: «طرق القوم طرقا: اتاهم لیلا» این شاید بدان علت است که چنین شخصی
درها را میزند، و به راه طریق گویند که راه رو آن را با قدم میزند مراد
از طارق، ستاره است به علت ظاهر شدن در شب.
نجم: ستاره. این کلمه در اصل
به معنی آشکار شدن است گویند: «نجم القرن و النبات» یعنی: شاخ و علف روئید
و ظاهر شد، ستاره را از آن نجم گویند که طلوع میکند و ظاهر میشود.
ثاقب: ثقب: نفوذ، پاره کردن. ثاقب: نافذ، نجم ثاقب: ستاره نافذ و نورانی که ظلمت را میشکافد و در آن نفوذ میکند.
دافق: دفق: جهیدن. دافق: جهنده.
صلب: (بر وزن قفل) سخت و محکم. در نهج البلاغه خطبه ٤٥ فرموده:
«الاوان الشجرة البریه اصلب عودا» منظور از آن در آیه مهرههای