تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٥٠ - کلمهها
٧- که بر قلوب چیره میشود
٨- آن آتش بر آنها ملازم و همیشگی است
٩- در میان ستونهایی برافراشته و استوار
کلمهها
همزه: در اقرب الموارد از لسان العرب نقل شده: همزه: عیب گرفتن در پشت سر و لمز بدگویی در حضور است.
در
مجمع البیان همز به معنی طعنه زدن و لمز به معنی عیب گرفتن آمده است و
گوید: هر دو به یک معنی میباشند بهتر آنست که همزه به معنی طعنه زن و لمزه
به معنی عیبجو یا بالعکس باشد، این دو صیغه برای کثرت هستند یعنی بسیار
طعنه زننده و عیبجو.
ناگفته نماند: عیبجویی و عیب چسباندن به مردم یک چیز است، طعنه زدن به وسیله آن، چیزی دیگر.
عدده: تعدید: ذخیره کردن را گویند: «عدد المال: جعله عدة للدهر» (اقرب الموارد).
اخلده: جاودانی کرد او را. خلود: همیشه بودن. اخلاد: جاودانی کردن.
ینبذن: نبذ: انداختن چیزی از روی بی اعتنایی، از اکثر آیات قید «بی اعتنایی» فهمیده میشود «لینبذن» حتما و یقینا انداخته میشود.
حطمه: نام آتش جهنم است، حطم به معنی شکستن است «حطمه حطما:
کسره» این تسمیه برای آنست که آتش جهنم شکننده و خرد کننده است.