تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٦ - کلمهها
٤٤- امر آن به پروردگارت مربوط است.
٤٥- تو فقط انذار کنندهای، کسی را که از آن میترسد
٤٦- روزی که مردم آن را میبینند، گویا در دنیا توقف نکردهاند مگر بعد از ظهری یا قبل از ظهر آن.
کلمهها
أشد: محکمتر. شدّ در اصل به معنی محکم بستن است.
سمکها: سمک (بر وزن عقل): سقف، ارتفاع «سمک السماء»: آسمان را بالابرد و مرتفع کرد، سقف خانه را «سمک البیت» گویند.
سواها: تسویه به معنی ساختن و پرداختن است «سواها»: ساخت آن را.
اغطش: غطش (بر وزن عقل): تاریک شدن. «غطش اللیل غطشا: اظلم» اغطاش، لازم و متعدی هر دو آمده است «اغطش»: تاریک گردانید.
ضحیها: ضحی: نور. راغب و دیگران انتشار نور آفتاب و گسترش شعاع آن گفتهاند.
دحاها:
طبرسی فرموده: دحو و دحی به معنی بسط کردن و گستردن است، جوهری گستردن و
غلطانیدن گفته است در نهج البلاغه خطبه ٨٩ فرموده «و سکنت الارض مدحوّة فی
لجّة طیّارة» یعنی زمین به حالت گسترده در دریایی مواج و روان آرام گرفت در
خطبه ٧٠ فرموده است: «اللهم داحی المدحوات و داعم المسموکات ای خدایی که
گسترنده گستردهها و بر پا کننده بالا رفتههایی.
«دحاها» گسترانید آن را.
مرعی: چراگاه. رعی به معنی مراعات و محافظت است، چراگاه را از