تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣١ - کلمهها
١٣- وقتی که آیات ما بر او خوانده شود گوید: افسانههای گذشتگان است.
١٤- افسانه نیستند، بلکه اعمالی که میکردند بر قلوبشان زنگ گذاشته است.
١٥- نه، آنها در آن روز از پروردگارشان در حجابند.
١٦- سپس آنها حتما وارد شونده جحیم هستند
١٧- سپس گفته میشود: این، آنست که تکذیب میکردید.
کلمهها
فجار: فاجر: گناهکار. جمع آن فجار و فاجرون است، فجر در اصل به معنی
شکافتن میباشد، به نظر راغب گناه را از آن فجور گویند که پرده دیانت را
پاره میکند.
سجین: سجن: زندان. سجین: زندان سخت. کثرت حروف آن روشن کننده شدت آنست چنان که گفتهاند.
مرقوم: رقم: نوشتن. نقطه گذاشتن. آشکار کردن (اقرب الموارد) «مرقوم» نوشته شده.
معتد: عدو: تجاوز. اعتداء نیز به معنی متجاوز است «معتد»: متجاوز اثیم: اثم: گناه. «اثیم» صیغه مبالغه است یعنی: بسیار گناهکار.
اساطیر:
افسانهها. سطر به معنی نوشتن و خط وصف است، منظور از اساطیر نوشتههای
باطل و حکایتهای دروغ است، راغب از مبرّد نقل میکند که آن جمع اسطوره است
مثل احدوثه و احادیث.
بعضی آن را جمع الجمع دانسته و گفتهاند: آن جمع
اسطار است، در مجمع البیان از اخفش نقل کرده: آن جمعی است که واحد ندارد
مثل ابابیل. اساطیر ٩ بار در قرآن آمده و همه به «الاولین» اضافه شده است.