تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٣٣ - شرحها
مشئمة: شومی و نامبارکی. همچنین است «شؤم».
مؤصدة: وصد: بافتن. ثبوت. «وصد الثوب: نسجه» و گویند: «و صد الشیء» یعنی ثابت شد «و صد بالمکان» یعنی ملازم و مقیم شد، ایصاد را بستن و در تنگنا قرار دادن گفتهاند، ظاهرا مراد از «مؤصده» پیوسته، ثابت و ملازم است.
شرحها
خلاصه مطالب این سوره همان است که در بند ٦ از المیزان نقل گردید، اینک میرسیم به تفسیر آیات شریفه.
١-
٤- لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ وَ
والِدٍ وَ ما وَلَدَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی کَبَدٍ در این آیات،
خداوند سوگند یاد میکند که انسان را در سختی و رنج آفریده است، نظیر: یا
أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلی رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیهِ
انشقاق/ ٦، ابتدا مفردات آیات سپس تناسب قسم با مقسم به را مطرح میکنیم.
درباره
«لا اقسم» در سوره تکویر/ ١٥ توضیح دادهایم که به احتمال قوی «لا» برای
نفی کلام مفروض خصم است یا برای تأکید قسم، آیه وَ أَنْتَ حِلٌ موقعیت بلد
را مستحکم میکند یعنی: سزاوار است که به بلد سوگند یاد شود که تو در آن
ساکن هستی، تو که حامل وحی خدایی، سبب عظمت این سرزمین میباشی.
در میان
احتمالاتی که درباره والِدٍ وَ ما وَلَدَ گفتهاند، مناسبتر از همه آنست
که مراد از «والد» ابراهیم و از «ما ولد» پسرش اسماعیل علیهما السّلام باشد
که بانی کعبه و سبب به وجود آمدن مکه بودهاند، نکره آمدن «والد» حاکی از
عظمت-