تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٠ - شرحها
شرحها
در این آیات میفرماید نعمت و گرفتاری هر دو آزمایشی است از جانب خدا،
صاحب نعمت پیش خدا عزیز نیست گرفتار پیش خدا ذلیل نیست، بلکه هر دو در معرض
آزمایش هستند تا از امتحان چطور خارج شوند. انسان دارای نعمت، که در مال
دیگران خیانت میکند، به وارث صغار ظلم میکند به مسکینان بی اعتناست چطور
میتواند پیش خدا عزیز و محترم باشد؟! او در وقت آمدن عذاب بیدار خواهد شد
ولی فائدهای به حالش ندارد، اما آنکه از آزمایش خوب در آید وارد ردیف
بندگان خاص خدا خواهد شد، خدا از او خشنود، او از خدا خشنود (اللهم
ارزقنا).
١٥ و ١٦- فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ
فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ وَ أَمَّا إِذا مَا
ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ این دو
آیه تفریع است بر آیات: أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعادٍ ... و
نیز این دو آیه زبان حال و حکایت وضع دو گروه است، نه اینکه به زبان چنین
سخنی بگویند. و ایضا حکایت حال «انسان بما هو انسان» است و گرنه تربیت
شدگان توحید چنین نیستند.
ناگفته نماند: انسانها به دو گروه تقسیم
میشوند: گروهی در نعمت و گروهی گرفتار و مبتلا. گروه اول خود را مورد
کرامت و لیاقت ذاتی پنداشته و نعمت را به برتری و فضیلت ذاتی خود مستند
میدانند و بحکم: إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی علق/ ٦ و
٧، طغیان میکنند و کوس أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلی میزنند چنان که درباره
عاد، ثمود و فرعون گفته شد.
گروه دوم کفر میورزند، به زمین و زمان بد میگویند و بیدین میشوند، خود را مورد اهانت خدا میدانند و «خدا زده» میپندارند.