تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣١ - کلمهها
کلمهها
عم: در اصل «عما» است، ما برای استفهام و «عن» حرف جر است «عم»: از چه چیز.
نبأ: خبر مهم. نبأ و انباء در قرآن فقط در چیزهای پر اهمیت و عظیم- الشأن به کار رفته است (اقرب الموارد).
کلا: حرف ردع و ردّ و برای ابطال قول قائل است به معنی «چنین نیست و چنین نکنند» آید، گاهی به معنای «حقا» نیز به کار میرود.
مهاد:
مهد: آماده کردن. «مهد الفراش: بسطه و وطأه» گهوار را مهد گویند که برای
استراحت بچه آماده شده است «مهاد» آماده شده برای زندگی.
اوتادا: وتد
(بر وزن شرف): میخ، جمع آن «اوتاد» است ازواج: زوج: جفت. در نر و ماده به
کار رود، زوجه و زوجات لغت غیر فصیح است، لذا در قرآن مجید فقط زوج و ازواج
آمده است خَلَقْناکُمْ أَزْواجاً یعنی شما را زنان و مردان آفریدیم.
سباتا:
سبت: قطع و بریدن «سبت الشیء: قطعه» سبات به معنی راحت است، در صحاح
آمده: «السبات: النوم و اصله الراحة» پس خواب قطع عمل قوای فعّاله و موجب
راحت و آرامش است.
لباس: لباس بدن انسان را میپوشاند، ظلمت شب نیز اشیاء را مستور میکند.
معاشا: عیش: زندگی. زندگی انسان و حیوان، آن از حیات اخصّ است زیرا حیات در خدا و ملائکه نیز به کار رود، معاش و معیشت مصدر