تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣١٦ - کلمهها
کلمهها
زلزال: اضطراب و حرکت نظیر وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِیداً احزاب/ ١١،
و نیز حرکت زمین است زلزله نیز به همان معنی است مانند إِنَّ زَلْزَلَةَ
السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ حج/ ١.
اثقال: ثقل (بر وزن جسر) چیزی است که حملش سنگین است (بار) جمع آن اثقال میباشد.
اوحی:
وحی: تفهیم خفی. اصل آن به معنی اشاره است (قاموس قرآن) این لفظ در قرآن
مجید در پیامبران، انسانهای عادی، حشرات و جمادات به کار رفته است، به کار
رفتن آن در جمادات حاکی است که آنها نسبت به خدا یک نوع شعور و درک دارند.
آن در آیه به معنی تفهیم و فرمان دادن است.
یصدر: صدور در آیه به معنی
ظهور است مثل «صدر منه الامر: برزو ظهر»، اگر با «عن» باشد به معنی رجوع
آید گویند: «صدر عن المکان» یعنی از آنجا برگشت (قاموس قرآن).
اشتاتا: شتیت: پراکنده. جمع آن اشتات است شت نیز به معنی پراکنده و جمع آن شتی است.
یروا:
این کلمه مشهور به ضم یاء است. در کشاف نقل شده که رسول خدا صلّی اللَّه
علیه و آله آن را بفتح یاء خوانده و آن، در هر حال به معنی دیدن است.
مثقال: وزن و چیزی که با آن وزن میکنند (سنگ) راغب گوید:
«مثقال الشیء: وزنه»، مِثْقالَ ذَرَّةٍ هم سنگ ذره.