تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٩٧ - نکتهها
نکتهها
هجو ابو لهب: ایمان و مکتب دارای جاذبه و دافعه است، آنکه به مکتب،
ایمان و اعتنایی ندارد او را دفع میکند هر چند که از اقوام و عشیره باشد
لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ
مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ أَوْ
أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ ... مجادله/ ٢٢ این است
که ملاحظه میشود ابو لهبها هجو و طرد میشوند، ولی سلمانها مقام
«سلمان منا اهل البیت»
پیدا کرده و در مکتب جذب میشوند.
مسلمان
موحد کسی است که در زندگی این سوره را سر مشق خویش قرار بدهد، ملاک او در
دوست داشتن و دشمن گرفتن، فقط خدا و مکتب باشد و از چهارده معصوم صلوات
اللَّه علیهم پیروی نماید که خوبان را جذب کرده و به خود نزدیک نمودند و
بدان را از خود طرد کرده و کنار زدند.
ابو لهب و این سوره: در مجمع
البیان فرموده: اگر گویند: آیا با این سوره باز ابو لهب قدرت داشته که
ایمان بیاورد و باز ایمان بر او فرض و لازم بود؟ و اگر ایمان میآورد تکذیب
وعده سَیَصْلی ناراً ذاتَ لَهَبٍ نمیشد؟ گوئیم: آری ایمان برای او لازم
بود، این وعید به شرط عدم ایمان است، اگر فرض کنیم که ابو لهب از رسول خدا
میپرسید و میگفت: اگر ایمان آورم باز داخل آتش خواهم شد؟ حضرت میفرمود:
نه زیرا که شرط دخول آتش از بین رفته بود.
المیزان این جواب را پسندیده و فرموده است: ابو لهب در اختیارش بود که ایمان آورد و از عذاب حتمی خدا که در اثر کفرش بود نجات یابد.
ناگفته نماند: درست است که او مسلوب الاختیار نشده بود ولی خدا