معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦
شخصى ما را دعوت به منزل خود كرده و انواع وسايل پذيرايى، از هر قبيل فراهم ساخته خوب دقت مىكنيم، مىبينيم حقاً در پذيرايى كم و كسرى نگذاشته و هر چيزى به جاى خودش و از روى سليقه و با دقت تنظيم شده و جزئيات برنامه پذيرايى همه داراى اهداف مشخصى است، آيا مىتوان گفت اصل دعوت پوچ و احمقانه و بيهوده بوده است.
عجيب است همين طرفداران پوچى خلقت در هر رشتهاى از علوم طبيعى وارد مىشوند براى تفسير پديدههاى مختلف، مخصوصاً در مورد فيزيولوژى و وظايف اعضاى انسانى، به قدرى موشكافند كه حاصر نيستند از شناخت وظيفه يك غده كوچك، يك استخوان ريز، يك عصب ساده، صرف نظر كنند اما هنگامى كه به وظايف مجموع مىرسند با صراحت مىگويند هيچ و پوچ!
آيا خودشان مىفهمند گرفتار چه تناقض مضحكى هستند؟
بنابراين با توجه به وجود هدف در همه ذرات و اجزاى وجود انسان بايد قبول كرد كه «كل» آن هم هدفى دارد عالى