معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - ٤- گمشده بزرگ
نشانه اين عدم آرامش همه جا بچشم ميخورد، در درون بارها و ميكدهها، دخمههاى اگزيها، در مراكز پخش مصرف مواد مخدره، در بيمارستانهاى روانى، و در مطب اغلب پزشكان، همه دنبال اين گمشده بزرگ مىگردند، و چون به وجود واقعى آن دست نمىيابند به وجودهاى بدلى و آنچه آنرا آرامش مىپندارند پناه ميبرند.
اين آرامش بقدرى در نظر انسان پر ارزش است كه حتى گاهى جان خود را بر سر آن مىنهد، و براى رسيدن به آن- به خيال خود- دست به انتحار ميزند تا اين گمشده را كه در روشنائيهاى «وجود نتوانست پيدا كند در لابلاى پردههاى ظلمت «عدم» بيابد! (چه خيال خامى! ...)
«صادق هدايت» كه هم نوشته هايش و هم تاريخ زندگيش تجسم روشنى از نا آرامى و عطش براى يافتن آرامش بود، و متأسفانه با همه استعداد و ذوق سرشارى كه داشت سرانجام در بيراهههاى زندگى پس از يأس كامل از رسيدن باين سرچشمه و هم مأيوس ساختن پيروان مكتب خود بطرز دردناكى جان