معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧ - ٦- رابطه (آرامش) و (جهان بينى)
«من با تجربيات فراوان» به اين نكته پى بردهام كه از اين پس بايد جسم بيمار را با به كار بردن وسائل طبى و جراحى و روح او را با تقويت نيروى ايمان به خدا درمان كنم، زيرا اعتماد من به داروها و جراحى و ايمان من به پروردگار «هر دو» روى مبانى علمى استوار شده است ...
اين تجربه و استنتاج من اكنون مصادف با پيدايش نوعى بيدراى در جهان پزشكى شده و آن توجه پزشكان به عامل روانى بيماريهاست.
مثلًا امروز ثابت شده كه هشتاد درصدبيمارانى كه در شهرهاى مهم آمريكا به پزشكان مراجعه مىكنند يك عامل مهم روانى دارند، و در حدود نصف اين هشاد درصد هيچگونه تظاهر جسمانى براى تشخيص بيمارى نشان نمىدهند! بايد توجه داشت كه به عقيده پزشكان اين افراد كه بيمارند و در بدنشان بيمارى عضوى ديده نمىشود بيمارى خيالى نيستند، بلكه واقعاً مريضند ....
به نظر پزشكان روانى مهمترين علل بيمارى آنها عبارتند از گناه، كينه توزى، نداشتن عفو و گذشت، ترس، اضطراب