معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧١ - ١٦- آيا جهان آغاز و انجامى دارد!
تراكم يافته و مواد جديدى تشكيل داده و از نو گردش به دور خود را آغاز نموده و كهكشانها و سحابىها و ستارگان مختلف و از نو كراتى همچون كره زمين و موجودات زنده و ... به وجود آمدهاند.
همچنين پس از آنكه جهان كنونى ما به خاموشى گرائيد، ستارگانش فرو مردند و انرژى هايش خاموش گشتند اين طرح از نو چيده مىشود بنابراين اگرچه هر دورانى از جهان ماده، آغاز و پايانى دارد، اما مجموعه آنها رنگ ازلى و ابدى به خود گرفته است (دقت كنيد).
اما يك حقيقت غير قابل انكار در اينجا نهفته است و آن اينكه در آغاز كه همه چيز يكنواخت و بى تفاوت بود و در انجام كه چنين خواهد شد بايد نيروى عظيمى از خارج اين جهان طبيعت بر آن وارد آيد و جرقه نخستين: جرقه هستى بخش و نيرو سازش جرقه حيات و جنبش و زندگى را در اين خرمن خاموش بيفكند وگرنه يك محيط آرام و بى تفاوت و فاقد هر گونه انرژى فعال، چگونه مىتواند منشأ جنبش و حركت گردد.
از مجموع اين سخن نتيجه مىگيريم كه جهان در پيدايش