معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢ - ٥- ايمان و آرامش روح
يك فرد مذهبى است، ولى مذهبش- به گفته خودش- با مذاهب مردم عادى تفاوت دارد، پيدايش بسيارى از مذاهب را معلول انگيزههاى خاصى از جمله كمبودهاى روانى انسان مىداند و در اين باره سخنى دارد كه در اين بحث قابل استنتاج است.
او درباره چگونگى پيدايش «مذهب اخلاقى» (مذهبى كه بر اثر كمبودهاى اجتماعى به وجود آمده نه بر اثر مطالعه اسرار كاينات و آفرينش) مىگويد:
«خصيصه اجتماعى بشرنيز يكى از تبلورات مذهب است، يك فرد مىبيند پدر و مادر، خويشان و رهبران و بزرگان مىميرند و يك يك اطراف او را خالى مىكنند.
پس آرزوى هدايت شدن، دوست داشتن، محبوب بودن و اتكا و اميد داشتن به كسى، زمينه قبول «خدا» را در او ايجاد مىكند.» [١] اينشتاين در اين سخن ناخودآگاه به اين حقيقت اعتراف كرده كه موضوعات متغير و متحول نمىتواند تكيه گاه روحى انسان باشد و انسان گمشده خود را در آنها بيابد بلكه اين «تكيه گاه آرام بخش» بايد حتماً يك مبدأ ثابت فناناپذير و
[١]. دنيايى كه من مىبينم، صفحه ٥٥.