معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣ - ٥- ايمان و آرامش روح
طبعاً مافوق جهان ماده بوده باشد.
اينجاست كه نقش ايمان به يك مبدأ مافوق طبيعى، يك مبدأ لايتغير ابدى و ازلى در آرامش روحى انسانها، روشن مىگردد.
جالب توجه اينكه حتى «ماترياليستها» بدون توجه، به اين حقيقت اعتراف كرده و روى اثر آرام بخشى «ايمان» صحه گذاردهاند، زيرا مىدانيم آنها اين سخن را بارها تكرار مىكنند كه:
اعتقاد به مبدئى به نام خدا زائيده «ترس» بشر است، برتراند راسل به تقليد از ماترياليستهاى پيش از خود مىگويد «گمان مىكنم منشأ مذهب قبل از هر چيز ديگر، ترس و وحشت انسان باشد، ترس از بلاهاى طبيعى، ترس از آسيبى كه ديگران ممكن است به او برسانند و ناراحتى هايى كه بعد از انجام اعمال خلاف كه بر اثر طغيان شهوات از وى سر زده، دست مىدهد- سپس اضافه مىكند- مذهب از شدت اين خوف و ناراحتى مىكاهد» [١] اين سخن گرچه ارزش فلسفى ندارد، زيرا مىدانيم اعتقاد
[١]. نقل با تلخيص از جهانى كه من مىشناسم، ص ٦٨.